داستان های مثنوی به زبان عامیانه | داستان های مثنوی معنوی | حکایت های مثنوی و معنوی

داستان های مثنوی گنجشک حریص | حکایت های مثنوی

یکی از داستان های جالب مثنوی به نام حکایت گنجشک حریص! را در این بخش برای شما قرار داده ایم. امیدواریم از خواندن حکایت های مثنوی سایت ویکی گردی لذت ببرید

داستان های مثنوی گنجشک حریص | حکایت های مثنوی

داستان گنجشک حریص یکی از جالب ترین حکایت های مثنوی است. اگر به دنبال مطالعه روزانه هستید که هم از آن لذت ببرید و هم آن از خواندنش نکات ارزشمندی بیاموزید، بهتر است هر روز تنها چند دقیقه از زمان خود را به قسمت حکایت های مثنوی سایت ویکی گردی اختصاص دهید. ما هر روز یک از جالب ترین و خنده دارترین  حکایت های مثنوی را برای شما به انتشار می گذاریم و امیدواریم از خواندن آن ها نهایت لذت را ببرید.

حکایت گنجشک حریص!

گنجشکی در دشت و صحرا پرواز می کرد؛ او شدید گرسنه شده بود و دنبال دانه می گشت. اتفاقاً، صیادی در آن حوالی دامی را پهن کرده، مقداری دانه، در اطراف آن ریخته بود. صیاد برای اینکه شناخته نشود، خود را در بین برگ و گیاهان مخفی کرده بود. او منتظر شد تا صیدی از راه برسد و آن را در دام بیندازد.

خویشتن پیچیده، در برگ و گیاه تا در افتد، صید بیچاره، ز راه گنجشک دانه ها را دید و به سوی آن ها پرواز کرد. احساس کرد، که حیله ای در کار باشد! پس بر بالای دانه ها مشغول پرواز شد و فهمید، مردی خود را در میان برگ و گیاهان اطراف پنهان کرده است. از او پرسید: «تو که هستی و اینجا چه میکنی؟» صیاد گفت: «من زاهدی هستم که از مال دنیا، کناره گرفته ام؛ در این بیابان دور از مردم زندگی میکنم و به همین برگ و گیاه قناعت کرده ام!»

گنجشک گفت: «اما بهتر است، به میان مردم بروی!» سپس صیاد پاسخی دیگر داد؛ به همین ترتیب بحث میان آن دو نفر به درازا کشید؛ در نهایت گنجشک که گرسنه اش بود، پرسید: «این گندم ها مال کیست؟»

صیاد گفت: «این دانه ها مال یتیمی است که آنها را به من سپرده است.» گنجشک گفت: «من خیلی گرسنه ام! تو مردی پارسا هستی، پس اجازه بده کمی از این ها بخورم!» صیاد با زیرکی گفت: «می توانی بخوری... هرچند خوردن مال یتیم حرام است؛ ولی بعداً، باید بهایش را بپردازی!» گنجشک بیچاره، دیگر طاقت گرسنگی نداشت؛ به سوی گندم ها پرواز کرد. صیاد هم در فرصتی مناسب او را به دام انداخت. گنجشک با اینکه فهمیده بود، حیله ای در کار است؛ اما نتوانست بر حرص خود غلبه کند و در دام افتاد.

 

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۳ نفر از بازدیدکنندگان

آخرین اخبار

ارسال نظر